بلاگ/اقتصاد کلان
شناسه خبر:707 تاریخ انتشار:1399/09/13 18:53
آیا چین ابرقدرتی جهانی می‌شود؟

با توجه به رشد اقتصادی چین با وجود شیوع ویروس کرونا، در این مقاله به بررسی احتمالات ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت جهانی می‌پردازیم.

آیا چین ابرقدرتی جهانی می‌شود؟

شتاب رشد اقتصادی چین طی سال‌های گذشته، برتری اقتصادی آمریکا در آسیا و جهان را با چالش مواجه کرده ‌است. جمهوری خلق چین برای دستیابی به جایگاه ابرقدرت جهانی، نفوذ مؤثر در سازمان‌های منطقه‌ای را در الویت قرار داده است تا از ظرفیت آن‌ها در جهت تامین انرژی و حفظ امنیت ملی خود استفاده کند‌. اما شاید بتوان مهم‌ترین حرکت چین در این راستا را پیمان مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) دانست.

بسیاری از محققان، بحران مالی ۲۰۰۸ را ضربه‌ای گیج کننده می‌دانستند. به‌طوری که بعید به‌نظر می‌رسید کشورهای غربی بتوانند در دهه بعد به‌طور کامل از مشکلات آن رهایی یابند. این موضوع درباره آمریکا نیز صادق بود. آن‌ها می‌گفتند که حتی اگر آمریکا بتواند از افول کامل دوری کند، باز هم سهم آن از GDP جهانی کاهش خواهد یافت. اکنون که در پایان دهه 2010 قرار داریم، آمارها به ما می‌گویند که چین در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت جهانی است.

چگونه چین ابرقدرت می‌شود؟

تغییرهای بنیادین ایجاد شده در ساختار رهبری چین، زمینه را برای تحول در راهبرد کلان این کشور فراهم کرد. به‌طوری که رهبران این کشور به سرعت نظم حاکم بر روند جهانی را شناسایی کردند. علاوه بر آن توانستند با اتخاذ سیاست‌های توسعه‌گرا از جایگاه ویژه‌ای در سطح بین‌الملل برخوردار شوند.

انجام چند مرحله اصلاحات اقتصادی و نوسازی در بخش‌های کشاورزی، صنعت، ارتش، علوم و تکنولوژی سبب رونق اقتصاد چین و تبدیل آن به یکی از قطب‌های اقتصادی در جهان شد. آنچه که امروزه این کشور را به «کارخانه‌ی دنیا» تبدیل کرده و سبب جهانی شدن اقتصاد آن شده است، در موارد زیر خلاصه می‌شود:

شناخت همه‌جانبه و دقیق تحولات اقتصادی دنیا و بهره‌گیری مناسب و به‌موقع از امکانات ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی.

رهبران چین با اصلاح تدریجی فرآیندها و قواعد، در چارچوب نهادهای بین‌المللی به دنبال افزایش نمایندگی و توسعه بازارهای نوظهور در کشورهای در حال توسعه هستند. چین از مدت‌ها قبل سیاست‌هایی را چه در حوزه داخلی و چه در سطح جهانی آغاز کرده است که این امر سبب ایجاد تغییرات اساسی در نظم بین‌الملل شده است. در ادامه به توضیح این سیاست‌ها می‌پردازیم:

  1.  چین در حال توسعه‌ی مجموعه‌ای از ارزش‌ها و اصولی‌ است که متناسب با نظم بین‌الملل ‌باشد و منجر به برابری قدرت کشورهای غربی و غیرغربی ‌گردد.
  2. چین همچنان در حال توسعه قدرت نظامی، اقتصادی و قدرت نرم ایدئولوژیکی و فرهنگی است تا اعتبار خود را به عنوان دومین قدرت دنیا ارتقاء دهد. در این زمینه اقدامات موثری برای گسترش بازارها در سراسر حوزه اوراسیا و آفریقا همچون طرح "جاده ابریشم"و تأسیس "بانک زیربنایی آسیا" انجام داده ‌است.
  3. چین در حال ساخت ائتلاف‌های بین‌المللی برای حمایت از اصلاحات خود و ایجاد سازمان‌ها و نهاد‌های جدید است.

گسترش روابط تجاری چین

چین از دهه 1980 تا اواخر دهه ۲۰۰۰ با متوسل شدن به استراتژی دنگ توانست دید منفی کشورهای غربی را نسبت به رونق روزافزون اقتصادی‌اش کمتر کند. این استراتژی به این شرح است: "قابلیت‌های‌مان را پنهان کنیم و زمان بخریم". در این مدت چینی‌ها در بعد خارجی اقدام به گسترش ارتباط‌های تجاری خود با سایر کشورها کردند. در بعد داخلی نیز به توسعه توانمندی‌های خود روی‌آوردند. آن‌ها بر این باور بودند که به جای پرداختن به خصومت‌ورزی در محیط بیرونی، توجهشان را به قدرت‌سازی و نهادسازی معطوف کنند.

بحران سال 2008 باعث شد تا چین به طور جدی‌تری وارد تجارت جهانی شود. این کشور که در دو دهه به افزایش توانایی‌های خود پرداخته بود، بعد از بحران جهانی 2008 به یکی از بازیگران اصلی صحنه بین‌الملل تبدیل شد. به طوری که تا سال 2018 چین به بزرگ‌ترین شریک تجاری اکثر کشورها تبدیل شد.

آمریکا بزرگترین شریک تجاری دنیا

چین بزرگترین شریک تجاری در دنیا

 

تصاویر بالا نشان می‌دهند که تا سال 2000 آمریکا شریک تجاری اصلی اکثر کشورها بود. در حالی که اکنون جای خود را به چین داده است.

نفوذ چین در آسیای جنوب شرقی

دسترسی به منابع نفت و گاز مهم‌ترین نیاز اولیه چین در راستای تامین اهداف اقتصادی‌اش است. به همین ‌منظور چین به‌دنبال توسعه روابط خود با کشورهای برخوردار از منابع نفت و گاز است. با این کار علاوه بر تامین منابع انرژی کشورش، از سایر امتیازهای تجاری نیز برخوردار می‌شود.

از طرف دیگر چین اقدام‌های مهم و گسترده‌ای در راستای جذب سرمایه خارجی به کشورش انجام داد. برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • به‌کارگیری سیاست‌های تسهیل سرمایه‌گذاری در داخل کشور
  • تهیه قوانین تجارت خارجی در خصوص سرمایه‌گذاری
  • ارائه تضمین‌های لازم به سرمایه‌گذاران خارجی جهت تامین امنیت سرمایه‌گذاری آن‌ها
  • اعطای معافیت مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در برخی از مناطق چین
  • عضویت در سازمان تجارت جهانی و انعقاد قرارداد با کشورهای آسیایی.

آیا چین از آمریکا جلو خواهد زد؟

چین اولین کشور دنیا از نظر رشد اقتصادی است. به‌طوری که میانگین رشد اقتصادی آن در ۳۰ سال گذشته ۱۰درصد بوده‌‌ است. با پیدایش ویروس کرونا، جهان در شوک اقتصادی بزرگی فرورفت. این اتفاق به ویژه برای آمریکا بسیار مشکل‌آفرین شد. سیاست‌های کنترلی دولت ترامپ کارایی لازم را نداشتند و کرونا بیشترین قربانی را از این کشور گرفت.

اما چین که مبدأ کرونا شناخته می‌شود، توانست به خوبی این بیماری را کنترل کند و به سرعت رشد اقتصادی خود را به حالت عادی بازگرداند. از همین‌رو مؤسسه اعتبارسنجی مودیز پیش‌بینی کرده است که از میان کشورهای عضو گروه ۲۰، چین تنها کشوری است که در سال 2020 میلادی رشد اقتصادی مثبتی را تجربه می‌کند. همچنین این مؤسسه پیش‌بینی کرده است که در سال آینده رشد اقتصادی چین به رقم 7/1درصد خواهد رسید. شاید در سال‌های آتی مشخص شود که کرونا برگ برنده چین در پیشی گرفتن از آمریکا به عنوان یک ابرقدرت بوده است!

رشد چین

رشد آمریکا

 

طبق دو تصویر بالا، در سه ماهه اول سال 2020 رشد اقتصادی چین تنها 10درصد کاهش یافت؛ اما در دو فصل بعد جمعا 14/4درصد افزایش پیدا کرد تا نه تنها اقتصاد این کشور فشار زیادی را تجربه نکند، بلکه خالص رشد اقتصادی آن نیز مثبت شود.

از سوی دیگر رشد اقتصادی آمریکا در دو فصل ابتدایی 2020 مجموعاً 36/4درصد افت داشته است. این میزان کاهش بیانگر فشار فراوان ویروس کرونا بر اقتصاد این کشور است. اقتصاد آمریکا در فصل سوم 33/1درصد رشد کرد اما در مجموع اقتصاد این کشور 3/3درصد افت داشته است. این برهه همان‌جایی می‌تواند باشد که آمریکا با شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، موازنه قدرت جهانی را به چین باخته است!

تشکیل بزرگ‌ترین منطقه آزاد تجاری جهان!

اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (ASEAN) سازمانی بین‌المللی در آسیای جنوب شرقی است. این اتحادیه با هدف کاهش تعرفه‌های تجاری و گمرکی تشکیل شد. اکنون این سازمان ده عضو دارد و به تازگی توانسته است توافقنامه‌ مهم و بزرگی را با پنج کشور چین، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و هند امضا کند (البته هنوز حضور هند در این توافقنامه قطعی نشده است). سازمان جدید که به نام (RCEP) شناخته می‌شود، تبدیل به بزرگ‌ترین سازمان تجاری جهان شده است.

از سوی دیگر، آمریکا در زمان اوباما سعی داشت تا توافق‌نامه (TPP) را امضا کند و از این طریق فشار بیشتری به چین بیاورد. با روی کار آمدن ترامپ این برنامه در جهت حمایت از اشتغال مردم آمریکا کنار گذاشته شد. هرچند آمریکا سعی می‌کرد از ملحق شدن استرالیا، ژاپن، کره جنوبی و نیوزلند به معاهده‌ای با چین جلوگیری کند، با شکست ترامپ در انتخابات آمریکا و فشاری که ویروس کرونا به این کشورها آورده بود، این پیمان شکل گرفت و ضربه بزرگی به تسلط سیاسی آمریکا وارد کرد.

در واقع بازار روبه‌رشد چین باعث ترغیب سایر کشورهای آسیای شرقی برای پیوستن به این اتحادیه شد. هدف این کشورها از این کار، کاهش تعرفه‌ها و مشارکت بیشتر در فروش و کسب حداکثر سود بود. عده‌ای بر این باورند که تشکیل چنین اتحادیه‌ای، کودتایی علیه آمریکا است. چرا که تشکیل این اتحادیه نشان‌دهنده افزایش ثروت چین و تبدیل آن به قدرت اصلی اقتصاد جهان است. اکنون این سازمان 30درصد از اقتصاد جهان را در خود جای داده‌است و بازاری روبه‌رشد دارد.

جمع‌بندی

به نظر می‌رسد چین از سرگذشت خود و سایر کشورها درس‌های خوبی گرفته است. این کشور سعی دارد در قالب همکاری با سازمان‌های بین‌المللی و هم‌پیمان ساختن کشورهای مختلف با خود، رویای ابرقدرت شدن خود را محقق کند.

در سال جاری میلادی با وجود بحران اقتصادی که در سایه کرونا برای کشورهای جهان ایجاد شد، چین اولین کشوری بود که توانست اقتصاد خود را احیا کند و رشد اقتصادی مثبتی را تجربه کند. همین امر سایر کشورهای جنوب شرق آسیا را برای پیوستن به چین ترغیب کرد. البته این، همه برنامه این کشور نیست. بزرگ‌ترین برنامه چین، تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی و سیاسی جهان است که در مطلبی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

 

برچسب ها : چین تجارت
دسته بندی: اقتصاد کلان تحلیل
مطالب پیشنهادی
تاثیر ویروس کرونا بر بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری

شتاب رشد اقتصادی چین طی سال‌های گذشته، برتری اقتصادی آمریکا در آسیا و جهان را با چالش مواجه کرده ‌است. جمهوری خلق چین برای دستیابی به جایگاه ابرقدرت...

نظرات