بلاگ/تحلیل
شناسه خبر:668 تاریخ انتشار:1399/08/09 18:31
آیا عصر حکمرانی نفت به پایان رسیده است؟

آیا نفت در عصر جدید می‌تواند همچنان پاسخگوی نیاز‌های اقتصاد جهانی باشد؟ یا اینکه باید به سمت انرژی‌های جدیدی برویم؟

آیا عصر حکمرانی نفت به پایان رسیده است؟

 

 نفت انرژی قرن بیستم را تأمین کرد. انرژی مورد نیاز برای ماشین آلات، اقتصاد و حتی جنگ‌ها.

اما در برهه کنونی، جهان در معرض یک شوک نفتی قرار گرفته است که حرکت به سمت نظام انرژی جدیدی را تسریع می‌کند.

با پدیدار شدن کرونا، تقاضای نفت دنیا به کمتر از نصف کاهش یافت و قیمت آن به شدت افت کرد. به مرور با بهبود شرایط اقتصادی، قیمت و تقاضای نفت تا حدی بهبود یافت اما بعید است که بتواند به سطوح قبلی بازگردد.

برخی شواهد در مورد تغییر وضعیت نفت در دنیا به شرح زیر است:

شرکت exxonmobil که از سال 1928 جزو 30 شرکت برتر شاخص داو جونز بوده است اکنون از آن خارج شده است!

عربستان برای جبران کسری بودجه‌اش نیاز به فروش نفت 70 تا 80 دلاری دارد. در حالی که ریزش قیمت اخیر نفت با دفعات گذشته تفاوت دارد.

مردم، دولت‌ها و سرمایه‌گذاران متوجه تغییرات اقلیمی شده‌اند و به همین دلیل در حال گرایش به سمت انرژی‌های پاک هستند.

این وضعیت در بازار سهام نیز در حال تغییر است. سهام شرکت‌های انرژی پاک امسال 45 درصد رشد کرده‌اند. سیاستمداران با نرخ بهره صفر در حال حمایت از زیرساخت‌های سبز (سازگار با محیط‌زیست) هستند.

تغییر استراتژی‌های سیاسی

 جو بایدن، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا اعلام کرده است که 2 ترلیون دلار در جهت کاهش کربن در این کشور هزینه خواهد نمود.

اتحادیه اروپا نیز 30 درصد از بودجه برنامه 880 میلیارد دلاری مقابله با کرونا را برای تغییرات اقلیمی اختصاص داده است.

رئیس اتحادیه اروپا گفته است که قصد دارند تا دهه آینده میزان گازهای گلخانه‌ای اروپا را به 55 درصد کمتر از مقدار کنونی و به سطح قبل از سال 1990 بازگردانند. 

در تصویر زیر میزان تولید گاز دی اکسید کربن به تفکیک کشور و مناطق مختلف نمایش داده شده است:

 

 

نفت


امروزه 85 درصد از انرژی جهانی را سوخت فسیلی تشکیل می‌دهد. آلودگی این انرژی عامل تولید 66.6 درصد از گازهای گلخانه‌ای است. حجم آلودگی موجود، سالانه جان 4 میلیون انسان را می‌گیرد.
در  مجموع می‌توان گفت که سیستم انرژی قرن 21 می‌خواهد از عصر نفتی پاکیزه‌تر و از نظر سیاسی کارآمدتر باشد و در مجموع به سلامتی مردم بیشتر اهمیت بدهد.

اما به مرور زمان تصویری جدید از نظام انرژی در حال پدید آمدن است.

الکتریسیته تجدیدپذیر از جمله پنل‌های خورشیدی و بادی اکنون 5 درصد از کل عرضه انرژی را بر عهده دارند در حالی که این میزان می‌تواند تا سال 2035 به 25 درصد و در سال 2050 به 50 درصد برسد. هرچند گاز طبیعی همچنان انرژی اصلی جهان باقی خواهد ماند.

در تصویر سمت چپ میزان تغییر تقاضای نفت در سه سناریوی مختلف نشان داده شده است. در تصویر سمت راست نیز سه سناریو برای تغییر مصرف الکتریسیته در دنیا را مشاهده می‌کنید.

 

 

اقتصادبورس

ریسک‌های تغییر نظام انرژی

اگر این تغییر بدون نظم انجام شود می‌تواند به ناپایداری سیاسی-اقتصادی جهانی دامن بزند. مخصوصاً برای کشورهایی که اقتصادشان مبتنی بر نفت است. این ناپایداری‌های احتمالی ممکن است تمرکز کنترل زنجیره محصولات سبز را در اختیار چین قرار بدهد. یا تغییرات را به شدت آهسته کند.

این دو ریسک به شرح زیر می‌باشند:

  • ممکن است چین به دلیل سلطه‌ای که در تولید تشکیلات برقی و توسعه آن‌ها دارد بر این جریان غالب شود و در جهان یکه‌تازی کند.امروزه 72 درصد از پنل های خورشیدی، 69 درصد از باتری لیتیومی پنل‌ها و 45 درصد از توربین‌های بادی را چین تولید می‌کند. این که چین تا چه حد بتواند یکه‌تاز این میدان شود، بستگی به سرعت حرکت اقتصادهای دیگر دارد. اروپا جایگاه بسیاری از شرکت‌های بزرگ بادی و خورشیدی دنیا است که می‌توانند در این تغییر نظم نقش بازی کنند.

 

  • ریسک بزرگ بعدی تغییر کشورهای نفتی است. این کشورها 8 درصد از تولید ناخالص (gdp) دنیا را تشکیل می‌دهند و 900 میلیون نفر جمعیت دارند. با کاهش تقاضای نفت، آن‌ها با جنگی برای تصاحب سهم بازار مواجه می‌شوند. کشورهایی که تمیزترین و ارزان‌ترین سوخت را داشته باشند در بازار نفت خواهند ماند. در این تغییر نظام انرژی برخی از کشورهای نفتی مجبور می‌شوند که اقدام به مالیات ستانی کنند.

مشکل اصلی در رابطه با این کشورها این است که احتمال دارد آن‌ها توان تطبیق اقتصاد خود با وضعیت جدید را نداشته باشند. درآمد عربستان در فصل سوم امسال 41 درصد افت کرده است و این شدت تغییرات، می‌تواند از جانب آن‌ها مشکلاتی ایجاد کند.

بنابراین به علت این خطرات، تلاش برای تغییر نظم انرژی تدریجی خواهد بود. همچنینن سرمایه‌گذاری لازم برای توسعه نظم جدید انرژی، سالانه 750 میلیارد دلار( سه برابر رقم کنونی آن) است. که همین امر نیز به آهسته‌تر شدن این تغییر دامن می‌زند.

در مجموع می‌توان این‌چنین گفت که تقاضای نفت اکنون به اوج خودش رسیده است و به مرور کاهش پیدا می‌کند. علت اصلی آن نیز تغییرات اقلیمی است که از طریق ایجاد گرما مشکلات زیادی در سطح جهانی پدید آورده است. این تغییرات موجب شده‌اند تا جهان به سمت نظم جدیدی در زمینه انرژی برود. هرچند که این اتفاق با ریسک‌هایی مواجه است اما گریزناپذیر است و دیر یا زود کشورها باید خود را با شرایط جدید وفق بدهند.

برگرفته از مقاله اکونومیست

برچسب ها : نفت بورس اقتصاد
دسته بندی: تحلیل اقتصاد کلان
مطالب پیشنهادی
۵ گام حیاتی برای جبران ضررهای بورس

   نفت انرژی قرن بیستم را تأمین کرد. انرژی مورد نیاز برای ماشین آلات، اقتصاد و حتی جنگ‌ها. اما در برهه کنونی، جهان در معرض یک شوک...

دوطرفه شدن جاده بورس؛ گامی مهم در تسهیل سرمایه‌گذاری

   نفت انرژی قرن بیستم را تأمین کرد. انرژی مورد نیاز برای ماشین آلات، اقتصاد و حتی جنگ‌ها. اما در برهه کنونی، جهان در معرض یک شوک...

5 سهمی که در ریزش بازار بورس خوش درخشیدند!

   نفت انرژی قرن بیستم را تأمین کرد. انرژی مورد نیاز برای ماشین آلات، اقتصاد و حتی جنگ‌ها. اما در برهه کنونی، جهان در معرض یک شوک...

نظرات